(medjai) مدجای کلمه ایست عبری که به محافظان و سربازان فراعنه اطلاق می شده در این وبلاگ سعی شده که تمام مسایل راجب به باستانشناسی و مکانهای تاریخی مطرح شود ضمنا برای اطلاع از به روز شدن در خبرنامه عضو شوید .


اکتشافات جغرافیایی_2

 Kurnell043_cook_natives.jpg

"با سلام زيبايي هاي برف چند روزيه که ادامه داره ولي براي مردم ايجاد زحمات فراواني کرده  در اين بين براي بعضي ها از جمله بچه ها زياد هم بد نبوده ". امروز دومين قسمت از اکتشافات جغرافيايي ادامه مي دهيم  در قسمت اول به زندگينامه جيمز کوک بزرگترين مکتشف کشور انگلستان پرداختيم امروز با بقيه ماجرا در خدمت شما هستيم ...
 

اکتشافات جغرافيايي _2

سفر جيمز کوک در پايان سال آغاز شد و کوک ضمن حرکت به سوي باختر از کرانه هاي جزيره نقشه برداري کرد . سپس به سوي کرانه هاي خاوري سرزميني که بعد ها استراليا نام گرفت ، رفت و آنجا را نيو سوت ويلز ناميد و به مالکيت سلطنت انگلستان در آورد و پس از عبور از گذرگاه تورس در 29 آوريل 1770 در خليج باتني پياده شد و بعد از دوسال و 11 ماه همانند يک قهرمان ملي به انگلستان بازگشت .
جيمز کوک دستاوردهاي خود را ناچيز مي دانست ، ضمن نامه اي به وزارت دريا داري انگلستان نوشت : "گرچه در سفرخويش تا اندازه اي موفق بوده ام ، اما پويش قاره جنوب هنوز در پيش است و به افتخار ان چشم دوخته ام " .
از سوي ديگر دالريمپل و هوادارانش ، اکتشافات کوک را ناچيز مي شمردند . اما کوک به دور از جنجالها ي دالريمپل ، خود را براي سفر دوم آماده مي ساخت و بر اين بود تا معماي قاره جنوب را براي هميشه حل کند .
وزارت دريا داري انگلستان پيشنهاد کوک را تصويب کرد و وي را به درجه کاپيتاني ارتقاء داد و دو کشتي يکي 462 تني به نام " ريزولوشن " عزم " و ديگري 340 تني به اسم " ادونچر " ماجرا " در اختيار او گذارد تا همراه با يک گروه علمي مرکب از 15 تن دانشمند و هنرمند و منشي و خدمتگزار به عمليات اکتشافي دست زند . اعضاي اصلي گروه از يک نقاش جوان به نام ويليام ويلز و ويليام بيلي تشکيل مي يافت و براي تعيين موقعيت دقيق جغرافيايي براي نخستين بار در تاريخ دريانوردي از " کرونومتر " استفاده شد .

cook_in_two_trip.jpg 

                                کوک در دومین سفر خودش

ناوگان کوک در 13 ژوئيه 1772 از بندر پليموت حرکت کرد و در 30 اکتبر به کيپ هورن رسيد . بيماري اسکوربوت که تقريبا مغلوب گرديده بود ، جاي خود را به سرماي کشنده داد و دريانوردان را با چهره اي مخوف دشمني تازه که مخصوص نواحي قطبي بود آشنا ساخت . توده هاي يخ از هر سو آنها را محاصره کرده بودند . و جانشان را به سختي تهديد مي کرد . کوک در يادداشهاي روزانه خود نوشته بود : " در ساعت 11 و ربع روز 17 ژانويه 1773 براي نخستين بار در تاريخ دريانوردي مدار جنوبگان را پشت سر گذاشتيم " .

 james_cook3.jpg

 ناو جیمز کوک نخستین کشتی انگلیسی بود که به نواحی جنوبگان نزدیک شد . یاران کوک هنگام کم آبی یخها را اب می کردند و به مصرف می رساندند

در 8 فوريه کشتيها به دليل مه انبوه همديگر را گم کردند . اما کشتي کوک مسير خود را به سوي جنوب خاوري همچنان ادامه داد . از ان جائي که توده هاي عظيم يخ نفوذ بيشتري امکان پذير نمي ساخت ، از اين رو کوک در 16 مارس به سوي شمال تغيير مسير داد و پس از 117 روز دريانوردي در 26 مارس در تنگه دسکي واقع در کرانه جنوبي جزاير نيوزلند لنگر انداخت و در حالي که تمام خدمه نگران گم شدن کشتي دوم بودند چند هفته بعد کشتي دوم که ان نيز جان سالم به در برده بود ، از دور دست پيدا شد . به دستور کوک از نيوزلند به سوي خاور و سپس به سوي شمال حرکت کردند و پس از عبور از جزاير تو آمو تو ، در خليج ماتاواي واقع در تاهيتي لنگر انداختند و و از سوي جزيره نشينان به گرمي مورد استقبال قرار گرفتند . چندي به بررسيها ي علمي گذشت و در 17 سپتامبر با دو نفر بومي به نام اويدي و اومايي از تاهيتي حرکت کردند . کوک به سوي باختر رهسپار شد و ضمن عبور از کنار جزيره مانوا آن را به افتخار يکي از لرد هاي  دريا داري انگلستان هروي ناميد . جزيره مزبور بخشي از مجمع الجرايري بود که بعدها " جزاير کوک " نام گرفت .در يکم اکتبر ناوگان کوک به جزيره ايوا که قبلا به وسيله تاسمان کشف و به نام ميدلبرگ شناخته شده بود ، رسيد . جزيره نشينان از کوک و يارانش به گرمي استقبال کردند و دختران جزيره آواز خوانان به آنها خوش آمد گفتند و نوشابه سکر آوري به نام " کاوا " به آنها دادند . روز بعد گروه کوک از جزيره تانگاتاپو که ان روزها آمستردام نام داشت عبور کردند و هداياي بسياري چون خوک و مرغ و ميوه و مقدار زيادي پر قرمز که مورد علاقه فراوان بوميان بود ، دريافت کردند .
جزيره نشينان رفتار و سلوک فريبنده اي داشتند ، از اين رو جزيره انان فريندلي ( دوستانه ) نام گرفت که بعدها به تونگا معروف شد . از ان جا به سوي نيوزلند پيش راندند .
کوک به قصد پويش آبهاي بين نيوزلند و کيپ هورن از کشتي دوم جدا شد و طي پيامي که براي کشتي مزبور فرستاد ، سفارش نمود که تا تلاش خود را هر چه بيشتر در جهت شناسايي و پويش نواحي سر راه به کارگيرد و از دستيابي به سرزمينهاي جديد خودداري نکند . در 30 ژانويه 1774 به عرض جغرافيايي 71 درجه و ده دقيقه جنوبي وارد گرديد . اين محل که تا قطب جنوب فقط 2000 کيلومتر فاصله داشت ، دورترين نقطه اي بود که بشر تا ان زمان بدان پا نهاده بود . براي کوک مسلم گرديده بود که قاره اي در اين منطقه وجود دارد ، به همين مناسبت در يادداشتهاي روزانه خود نوشت :
" بيش از اين پيشروي به سوي قطب جنوب غير ممکن نيست اما با خطر فراوان همراه است و تمام تلاش و اميد من بر آن است که تا حدي که براي انسان در شرايط من ممکن است پيشتر روم و به قطب نزديکتر شوم "
ناگزير با موافقت يارانش بر آن شد تا به شمال برگردد . در دوازدهم مارس در حالي که از بيماري قلنج به شدت رنج مي برد ، کنار جزيره ايستر لنگر انداختند و پا بر خشکي نهادند و پس از چند روز دوباره به تاهيتي برگشتند . در سر راه موقعيت جزاير مارکيز يعني همان جزيره مرتفعي را  که " مندانا " کشف کرده بود ، به دقت تعيين گرديد و مدت 5 روز در آنجا به سر بردند و آب کافي ذخيره نمودند .
زيبايي جزيره نشينان و روشني پوست آنان که گاه به اروپائيان مي نمود ، کوک را به شت تحت تاثير قرار داد و آنان را زيباترين نژاد درياهاي جنوب نام نهاد .
در 22 آوريل ناويان به تاهيتي برگشتند . در آن هنگام تاهيتيان با هزاران جنگجو و ساز و برگ و کشتيهاي جنگي خود را براي نبرد با ساکنان جزيره همسايه که موئريآ نام داشت ، آماده مي کردند . کوک منتظر نتيجه جنگ نشد و در 4 ؤوئن به سوي " اسپير يتو سانتو " حرکت کرد . سر راه در يکي از جزاير کوچک به وسيله نيزه يکي از بوميان ، زخمي شد . به همين جزيره مزبور را سويج ( درنده خو ) ناميد .
کوک در نوشتهاي خود نوشته است : ملانزيائيهاي ملکولا ، زشت ترين آدمها هستند و نسبت بيماري ميان آنها به بيشترين حد متداول مي رسد ، حال انکه بوميان جزيره ارمنگا زيباترينند ولي رفتار خصمانه اي دارند . جزيره تانه مکاني است زيبا و مردم آن به زبان ملانزيائي و پلي نزيائي گفتگو مي کنند ."
در 17 دسامبر به " کيپ دسي آدو " که در انتهاي جنوب باختري آمريکاي جنوبي قرار داشت رسيدند و ايام کريسمس را در انجا گذرانيدند و کباب غاز وحشي خوردند و شراب ماديرا نوشيدند و کلبه بوميان را از نزديک تماشا کردند و بوي بدن آنان را که با روغن مخصوصي آغشته بود ، استشمام نمودند . . بعد از آنجا به اقيانوس اطلس وارد شدند و پس از يک سفر سه سال و 18 روزه به انگلستان بازگشتند .  يکي از ويژگيهاي سفر دوم کوک ان بود که از بيماري مرگبار اسکوربوت اثري در يارانش ديده نشد ، علت آن بود که علاوه بر مصرف گوشت تازه و سبزيجات و کرفس وحشي ، توجه به نظافت و بهداشت ، پيوسته از سوي کوک تاکيد مي شد ، به همين مناسبت انجمن سلطنتي جغرافيدانان مدال افتخار اميزي را به کوک اعطا کرد . در آن موقع کوک 46 سا داشت و در حاي که از شهرت کافي برخوردار بود ، خود را باي سفر سوم آماده مي کرد . در دوازهم ژوئيه 1776 کوک براي بار سوم راهي اقيانوس اطلس شد ... ( قسمت دوم ) ادامه دارد ...

resolution4.jpg

کوک می نویسد : در این نبرد ( تاهیتی ) بیش از 300 قایق و حدود 8000 مرد جنگی شرکت داشتند .

write by : meraj marjani  برگرفته از کتاب اکتشافات جغرافيايي


مراسم ازدواج در تمدن مايا

مقام و منصب در هر طبقه اي نه تنها شغل و حرفه شخص را معين مي کرد ، بلکه حتي تعيين مي نمود که وي با چه کسي مي تواند ازدواج کند . پدر دختر ، شوهر آيند او را هنگام خردسالي اش انتخاب مي کرد ، فردي که نقش واسطه حرفه اي زنا شويي را داشت خواستگاران و مشخصات آنان را بازگو مي کرد و او يکي را بر مي گزيد . واسطه حرفه اي از جانب مرد جواني هديه به والدين دختر تقديم مي داشت ، اگر آنها مي پذيرفتند ، ترتيب برنامه ازدواج داده مي شد . ولي تشريفات اصلي زناشويي انجام نمي گرفت تا انکه دختر به بيست سالگي مي رسيد ، تا ان زمان دختر نزد پدر و مادرش مي زيست و اجازه نداشت در روستا با هيچ مرد مجردي وارد صحبت شود . در خلال اين مدت مردان جوان در يک کلبه مشترک مي زيستند ولي از سوي والدينشان خوراک دريافت مي کردند .
مرداني که از طبقه غير نخبه بودند ، معمولا فقط يک همسر مي گرفتند ، اما مردان طبقه نخبه مي توانستند تا چند زن بگيرند . براي هر دو طبقه طلاق امري آسان بود ، که با توافق طرفين صورت مي گرفت . مرد يا زن مي توانست بعد از طلاق يا مرگ همسر ، دوباره ازدواج کند بدون انکه به والدين طرف مراجعه کند يا واسطه اي را ببيند ، در عين حال هيچ گونه مراسم زناشويي هم اجرا نمي شد .
مراسم زناشويي را معمولا يک " شَمَن " ( جادوگر قبيله ) و نه فردي روحاني ، اجرا مي کرد . زيرا عقيده داشتند ازدواج امري خصوصي است که تقريبا ارتباطي با جامعه ندارد . روحانيون که از طبقه نخبگان بودند وظيفه شان اجراي مراسم مذهبي بود ، بدين معني از خدايان بخواهند سرزمين را مورد عنايت قرار دهند .
اجراي تشريفات و امور مربوط به الهيات نيز از زمره وظايف روحانيون بود . بر عکس ، " شمن ها " که از طبقه غير نخبه بودند ، مسئول اجراي امور مربوط به زندگي خصوصي و شخصي افراد بود _ شفا دادن مردم ، پيشگويي در مورد آينده مردم روستا ، اجراي تشريفات ، در مورد تولد نوزادان ، بلوغ جوانان ، ازدواج و بالاخره تشيع جنازه . پاره اي از اين امور ، نيازمند خدمت به " يوم چاک " بود ، شاهان شرکت کنندگان در اين مراسم را رهبري مي کردند .

family-vacations-in-mexico-3.jpg

write by: meraj marjani  برگرفته از کتاب تمدن مايا ترجمه " فريد جواهر کلام 


?king | چهارشنبه 19 دي 1386 | پیوند | 4 نظر | ارسال نظر | ارسال به دوستان | موضوع: اکتشافات جغرافیایی_2