
سال نو بر تمامي هموطنان در داخل و خارج کشور مبارک باد و با آرزوي سالي پر از موفقيت براي شما "
امروز با هم به کشور مصر مي رويم کشور ماسه هاي سوزان . در ضمن از عزيزان تقاضا مي شود که اگر انتقاد و پيشنهادي در بهتر شدن وب دارند با نظرات زيباي خود ما را در جريان بگذارند .@@ در ضمن برای مشاهده تصاویر زیبا از تمدنهای جهان به قسمت " Wallpaper " مراجعه کنید.@@
ايميل : marjani.meraj@gmail.com
در این تصویر اخناتون و ملکه نفرتی تی را نمایش می دهد که هدایا و گلهای نیلوفر آبی را تقدیم " آتن " خدای خورشید می کنند اخناتون با رواج پرستش تک خدایی انقلابی بزرگ در عهد باستان به وجود آورد
نفرين فرعون
تمدن مصر باستان ، براساس سلطنت فرعونهايي که خود را فرزندان خداوند مي شمردند و معتقد بودند که از طرف خدايان شفاعت يافته اند و حمايت مي شوند ، از جمله بزرگترين و با شکوه ترين تمدنهاي باستاني بشمار مي رود .
فرعون" امن حوتپ سوم" که در سال1370 پيش از ميلاد در مصر سلطنت مي کرد ، چندان مايل به پرستش خدايان متعدد و آمون ( خداي خدايان ) نبود . اما آمن حوتپ از بيم کاهنان قدرتمند معبد آمون نتوانست افکار خود را بيان کند .
در سال 1357 پيش از ميلاد ( حدود 3500 سال پيش ) آمن حوتپ سوم در گذشت و فرزندش آمن حوتپ چهارم به سلطنت رسيد . او که متاثر از افکار پدر بود ، تصميم گرفت که اعتقادات مردم مصر را اصلاح کند و دين جديدي بر مبناي يک خداي واحد به وجود آورد . به اعتقاد او ، بايد " اتن " ( يعني آفتاب) پرستيده مي شد ، زيرا وقتي خورشيد مي تابيد ، به زمين نور و حرارت مي بخشيد . پس ، خورشيد سرچشمه زندگاني است و با نور افشاني ان است که انسان قادر به ادامه زندگي مي شود .
امن حوتپ ، نام خود را" اخناتون " ( به معني دوستدار آفتاب) گذاشت و از مردم خواست تا دست از پرستش آمون و خدايان ريز و درشت بردارند و پس از ان ، همچون او ، از " اتن " پيروي کنند .
به فرمان اخناتون ، مجسمه هاي آمون در معبدها سرنگون شدند ... کاهنان معبد آمون را بيرون راندند ...
و شاخها را که علامت آمون بود ، شکستند تا به جايش علامت دين جديد را قرار دهند .
علامت دين جديد ، دايره اي به نشانه خورشيد بود که از ان شعاهايي به اطراف کشيده مي شد و انتهاي هر شعاع يک دست بود که صليبي را نگه مي داشت . اين مجموعه را به فمان اخناتون ، " صليب حيات" نامگذاري کردند و پيروان جديد بايد ان را به گردن مي انداختند .
اخناتون براي آنکه بتواند سلطنت خود را حفظ کند و به دين تازه قدرت بخشد ، برآن شد که که يک معبد بزرگ و با شکوه در شهر" ِتبس " که پايتخت مصر بود براي اتن بسازد .
پيروان امون در برابر دين جديد مقاومت مي کردند و حاضر نبودند اتن را بپرستند . به دستور اخناتون ، هر کسي را که گمان مي رفت مريد آمون است ، دستگير مي کردند و براي کار اجباري به معادن و ساخت مقبره ها مي فرستادند . به همين جهت ، تا چندين سال کسي جرات نداشت نام آمون را بر زبان بياورد . اما ، طرفداران آمون هم پنهاني به دور يکديگر جمع مي شدند . رفته رفته عده انها زياد شد و به جايي رسيد که آشکارا آمون را خدايي حقيقي و کامل مي خواندند و اتن را تحقير مي کردند . کم کم ، اختلاف بين طرفداران " اتن " و " امون " به قدري بالا گرفت که حتي پسر از پدر ، برادر از برادر ، شوهر از زن و دوست از دوست جدا مي شد . طرفداران اين دو دسته هرگاه به هم مي رسيدند ، جنگ در مي گرفت و چندين کشته و زخمي بر جاي مي گذارد .
بزودي خشم طرفداران آمون شدت گرفت و ناگهان مانند طوفاني آشکار شد . و شهر تبس را به لرزه در آورد .
در این تصویر " آتن " نور خود را نثار فرعون و ملکه نفر تی تی کرده و به آنها و سرزمین مصر گرما و برکت می بخشد در انتهای اشعه ها نشانه " صلیب حیات " به روشنی مشخص است
فرعون اخناتون از اين حرکت مردم به خشم آمد . پس ، شهر تبس را ترک کرد و تصميم گرفت پايتخت ديگري ، دور از شهر تبس بسازد و معبدهاي بزرگ و باشکوهي براي اتن بر پاي دارد . پايتخت جديد را" آفق آتن" نامگذاري کردند . اخناتون ، که از مردم متنفر شده بود ، کشور را به حال خود رها کرد و سرگرم آباد کردن آفق اتن و عبادت خداي خورشيد شد . او که معتقد بود : " با دميدن خورشيد ، انسان زنده مي شود و با غروب آن ، مي ميرد " روزها صليب به دست ( علامت آتن ) ، با بدن برهنه در مقابل آفتاب مي نشست تا شعاهاي سوزان خورشيد بر او بتابد و به وي برکت دهد .
اخناتون با اين کارها ضعيف شد و در بستر بيماري افتاد .
با ضعيف شدن پايه هاي حکومت فرعون ، جنگ بين طرفداران آمون و آتن نيز شدت گرفت . پيروان آمون با حمايت کاهنان معبد به معابد آتن يورش مي بردند و مجسمه هاي " صليب حيات " را سرنگون مي کردند ، و يا معبد را به آتش مي کشيدند .
پس از چند جنگ وحشيانه و هولناک در شهر تبس که با آتش سوزي هاي بزرگ همراه بود ، سرانجام طرفداران آمون پيروز شدند و همه جا را از آثار اين مذهب جديد پاک کردند .
به اين ترتيب ، زحمات اخناتون نتيجه نداد و با پايان يافتن دور خدايي آتن ، يک مرتبه ديگر آمون در مصر به خدايي رسيد . دشمنان اخناتون نيز از فرصت استفاده کردند و با مسموم کردن او به حياتش خاتمه دادند . شهر آفق آتن هم مانند يک شهر نفرين شده ، با همان سرعتي که به وجود آمده بود ، رو به ويراني نهاد . مردم از آنجا کوچ کردند ، دربا فرعون به شهر تبس منقل شد و بزودي کاخها ، معبدها ، خانها و باغها را انبوه ماسه هاي صحرا پر کرد .
وقتي که اخناتون با توطئه دشمنانش از ميان رفت ، چون فرزند پسر نداشت ، با نظر کاهنان معبد آمون و بزرگان دربار ، يکي از دامادهايش به نام " تُوت " به سلطنت برگزيده شد . فرعون تُوت براي انکه نشان دهد طرفدار آمون است نام " تُوت عنخ آمون " ( به معني تصوير مجسم آمون ) را بر خود نهاد و به عنوان فرعون جديد به سلطنت مصر نشست . ( قسمت اول )
تصویری مجسم از خدای خورشید
Write By : Meraj Marjani بر گرفته از کتاب کاوش در گذشته تاليف هوشنگ فتحي
تشريفات مذهبي سال نو
از ان جا که ماياها نسبت به زمان واسواس و دقت داشتند ، حلول سال نو براي انا بسيار پر اهميت بود . اليزابت بنسون که نوشته هاي اسقف ديگو دولاندا را مطالعه کرده و در عين حال مراسم سال نوي ماياهاي امروزي را نيز از نزديک ديده، در کتابش به عنوان جهان مايا جشن ها و مراسم سال نوي مايا ها را در گذشته و امروز شرح مي دهد :
" بنا به نوشته هاي اسقف لاندا در هر شهري در يوکاتان در کنار چهار معبر ورودي شهر دو توده سنگي وجود داشت . اين چهار مدخل ورودي مُعرّف چهار جهت اصلي بودند . به هنگام اجراي مراسم سال نو ، تنديس خداي جديد ، با رنگ آميزي مناسب ، بر روي توده سنگها به گونه اي قرار داده مي شد که رو در روي تنديس خداي کهن قرار بگيرد که در چهار سال گذشته فرمانروايي کرده بود ، پس از ان مراسم ، تشريفات گوناگوني انجام مي شد ، ان گاه تنديس خداي جديد را با صمغ و عصاره بخور مي دادند . يک پرنده را سر بريده قرباني مي کردند ، سپس ان را روي قابي قرار مي دادند که نماد يکي از درختان چهار جهت اصلي مي بود . پس از ان باز مراسم ديگري اجرا مي شد : رقص و آيين هاي مذهبي .
امروزه هم در مکانهايي که هنوز مراسم سال نو اجرا مي شود ، شرکت کنندگان در مراسم براي مدتي از امور جنسي دوري مي جويند . يک مرغ يا بوقلمون را _ اين بستگي به وضع مالي شرکت کنندگان دارد _ سر مي برند ، شاخه هاي درختان را مي برند و به صليبي مي بندند ، و شمع هاي ساخته شده از موم را روشن کرده و در برابر در ورودي کليسا مي نهند . تشريفات ياد شده با نمادهاي مسيحيت آميخته شده است ، ولي ريشه هاي ان به صورتي مستحکم در گذشته ماياها قرار دارند . "
Write By: Meraj Marjani بر گرفته از کتاب تمدن مايا اثر " پاتريشيا د .نتزلي " ترجمه فريد جواهر کلام