
میلاد پیامبر صلح و دوستی بر همگان مبارک باد
medjai.anzaliblog.com
سه شنبه 4\10
با سلام خدمت دوستان چند مدتي بود که به واسطه پاره اي از مشکلات در خدمت شما نبودم در ضمن تشکري دارم از آقاي نصير لو به خاطر نظر خوبي که دادند اميدوارم که موفق باشند و همچنين از ديگر دوستان امروز خبری رو از روزنامه خوندم که عینا نقل می کنم " نور پردازی مجموعه تاریخی تخت جمشید به سرمایه گذاران اتریشی سپرده شد " " روزنامه ایران مورخه 14 آذر 86" خدا رو شکر بالاخره حرف ما به حقیقت پیوست و بزودی تخت جمشید هم مانند اهرام ثلاثه نور باران می شود امروز درباره تمدن ايران صحبت مي کنيم در مورد اسراري از سرزمين ايران .
اسراري از سرزمين ايران
" اهورا مزدا " خداي بزرگ است ، او است برتر و بالاتر از تمام خدايان ، او است که اب ها و زمين را آفريده و آدميان را و آدميان را از نيکويي لبريز کرده و در کنار آنان است . "
اهورا مزدا تنها خداي ايرانيان نيست ، داريوش همواره اين را تکرار مي کند . از نوشته هاي هردوت چنين بر مي آيد که ايرانيان خورشيد ( ميترا ) ، زمين ( زام ) ، آتش ( آتار ) ، آب ( آپام ) و باد ( واهيو ) را پرستش مي کردند . در کتيبه هاي داريوش و دو جانشينش جزء اهورا مزدا به نام هيچ خداي ديگري اشاره نشده است . شايد در عهد هخامنشيان پرستش اهورامزدا ، مذهب رسمي کشور و ممتاز از ديگر اديان بوده است . از از آغاز سلطنت اردشير دوم ، اقرار به تعدد خدايان معمول مي شود و اسامي انان در کنار اهورامزدا مي آيد : ميترا خداي خورشيد ( برابر با آمون خداي خورشيد مصريان ) خداي عهد و پيمان و روز رستاخيز که يکي از قديمي ترين خدايان ايرانيان باستان است ، آناهيتا ، الهه آب ها ، باروري و آفرينش .
اين مذهب بدوي تعدد خدايان آريايي که در آن ، تمامي نيروهاي طبيعت مورد پرستش قرار مي گيرند ، نبايد مصون از تاثير خدايان ساکن فلات باشد . همانگونه که يونانيان نفوذ بوميان اوليه يونان را تحمل مي کردند ، ايرانيان نيز تحت تاثير فرهنگ عقايد ساکنان بومي محل قرار گرفتند . در ادغام
و اميختگي نژادي که در حال انجام بود ، مذهب و تمدن به سرنوشتي مشابه دچار شدند .
ايرانيان ، با ريختن خون و قرباني کردن حيوانات ، به ستايش از خداي خويش مي پرداختند . هرودوت شرحي مفصل از اين مراسم مي دهد که ريشه در گذشته هاي دور اقوام ايراني دارد . هيچ گاه مراسم قرباني ، بدون حضور و دعاي " مُغ ها " ( برابر با راهبان ) انجام نمي شد . مغان به احتمال فراوان " ماد " که جامعه آنان داراي پاره اي امتيازات سياسي و به ويژه مذهبي بود . در عهد هخامنشيان مقام و منزلت آنان اهميت زيادي داشت و به احتمال زياد ، اين طبقه را هخامنشيان از مادها به ارث برده بودند . مغ ها به منظور برگزاري مراسم قرباني ، سپاه را همراهي مي کردند ، به تعبير خواب مي پرداختند و در مراسم تاجگذاري پادشاهان سهم داشتند ، مراسم در معبد پاسارگاد برگزار مي شد ، وظيفه تعيم و تربيت جوانان با انان بود و نگهباني مقابر ( مقبره ها ) پادشاهان ، مثل مقبره داريوش را عهده دار بودند . در مورد آغاز پيدايش و مذهب آنان ، اطلاع چنداني در دست نيست ، . به اين ترتيب مغ ها گروه و طبقه بندي خاص را تشکيل مي دادند و در اين محدوده ، مراسم ازدواج هاي همخون را را بر گزار مي کردند . در جهانبيني انان دو اصل وجود داشت : نيک و بد مغ ها مردگانشان را در فضاي باز قرار مي دادند تا طعمه درندگان و پرندگان شکاري شوند ، در حالي که پارسيان مرگان خود را دفن مي کردند .
مردم داراي گورستاني نزديک تخت جمشيد بودند و گروه باستانشناسي فرانسوي ، گور يکي از پادشاهان را در شوش کشف کرده بود . جسد ظاهرا متعلق به يک زن ، در تابوتي برنزي ، غرق در زيور آلات طلا و محصور در انواع و اقسام وسايل رفاه خاص مردگان ، شامل سيني هاي نقره اي و ظروف سنگي .
مغان وظيفه دار تهيه " هوما " نيز بودند ( برابر با مّر در مصر باستان ) مايعي سکر آور که از نوعي گياه گرفته مي شد و از ضروريات مراسم مذهبي بود . متون مکشوفه در پارسه ، درباره جزئيات و خواص اين مايع توضيح داده شد ه .
ايرانيان فاقد معابد پر ازدحام و محراب هاي پر از مجسمه هاي خدايان بودند . آنان بر روي ايوان هاي مقدس ، سکوهايي مي ساختند و مراسم در فضاي باز انجام مي گرديد و به دليل آتشي که روي سکو هاروشن مي کردند ، آن را اتشکده مي ناميدند ، آتشي که در جايگاه هاي خاصي در ايوان حفظ مي شد و هميشه روشن بود .
کوروش در پاسارگاد و داريوش در نقش رستم ، اتشکده هايي به شکل برجهاي بلند مي ساختند . شکي نيست که مراسم مذهبي در فضاي باز برگزار مي شد ه ، چون تمام عبادتگاههاي شناخته شده در ميان دشت و به صورت مضاعف ، در فاصله کمي از معابد ساخته شده اند . گزنفون در شرح يکي از مراسم مذهبي سلطنتي به حيوانات قرباني و ارابه هاي خاص خداي خورشيد اشاره دارد که عازم محل اجراي مراسم بودند ، مراسمي که طي ان گوشت قرباني ، بايد در حضور شاه صرف مي شد .
ايرانيان خدايان خويش را به تصوير نمي کشيدند ، ولي بر بالاي تمام نقوش برجسته هاي سر در مقابر سلطنتي هخامنشيان که شاه را در حال قرباني کردن مقابل محراب آتش مقدس نشان مي دهند ، تصوير نيمتنه و نيمرخ " فره وَ هَر " بر روي دايره اي بالدار نقش شده است .دنيا به دو قسمت تقسيم شده است : اهورامزدا " ارباب دانش و خِرد " در آسمان سلطنت مي کند و با " بالهايش زمين و پادشاه را در برگرفته و نگاهبان است " در عصر هخامنشيان ، ديانت تغيير شکل يافته ، مزدائيسم توسط زرتشت در سراسر امپراطوري گسترش خود را آغاز کرد . ظاهرا زرتشت ( پيامبر ايرانيان ) متولد مدي ( آذربايجان ) و زادگاه وي شهر اروميه بوده است . وي زادگاه خويش را براي تبليغ به سمت نواحي ايران ترک کرد و در ان جا پيرواني يافت .
به اعتقاد زرتشت دنيا بر دو اصل استوار بود : نيک و بد ، اولي از ذات ملکوتي اهورامزدا و دومي بر آمده از طينت خبيث اهريمن .
انسان بايد از بي ايماني بپرهيزد ، حتي در راه ايمان بجنگد ، بايد نسبت به حيوانات مهربان باشد و از آنان مراقبت کند . يک فرمانرواي خوب در اره ديانتش مي جنگد ، از ملت خويش دفاع مي کند بيچارگان را تغذيه و از ضعيفان حمايت مي کند .
اخلاقيات ديانت زرتشت بر سه اصل استوار است " پندار نيک ، گفتار نيک ، و کردار نيک " .
قرباني و هرگونه نذري که با ريختن خون همراه باشد ممنوع است و چهارپايي که براي انسان کار مي کند نبايد قرباني شود ، مصرف هوما ، نوشيدني سکر آور حرام و مردگان را نه مي توان دفن کرد ، نه سوزاند و نه غرق کرد ، چون سه عنصر مقدس ، اتش و اب و خاک نبايد آلوده شود . اجساد را بايد در بالاي کوه ها ، يا برج هاي بلند ساخته شده بدين منظور قرار داد و بعد استخوانها را در محقظه اي گذاشت و در مقابري حفر شده در صخره ها ، يا قبور ساخته شده دفن نمود . اين است ديانت زرتشت .
ديانت زرتشتي امروزه محدود به اقليت کوچکي است که به زحمت قادر به دفاع از ان است .
نوشته:meraj marjaniبر گرفته از کتاب تاریخ ایران نوشته دکتر رومن گیرشمن (عکس ها از علی مجد پور)
*لطفا مطالب را بدون هماهنگی کپی نکنید*